روانشناسی

روانشناسی غذایی، چرا غذا عشق است؟

روانشناسی غذایی، چرا غذا عشق است؟

 

روانشناسی غذایی، چرا غذا عشق است؟

رابطه بسیاری از ما با غذا عشق – نفرت است. قسمت نفرت معمولا به کالری غذاها برمی گردد، لحظه ای بر لب ( قسمت عاشقانه ماجرا ) و عمری در شکم و ران ها ( قسمت نفرت انگیز ).
در این مقاله می خواهیم روی عشق به غذا تمرکز کنیم. برنارد شاو می گوید: هیچ عشقی صادقانه تر از عشق به غذا نیست.

چرا غذا عشق است؟

غذا قدمت دارد، نیاز هسته ی انسان است و قبل از اینکه ما باشیم بوده است. خاطراتی که با غذا داریم بسیار قدیمی است، مثلا خیلی از ما پدر یا مادرمان را در حال آماده کردن یا کشیدن غذا به خاطر داریم. چرا راه دور برویم به غذای مورد علاقه خودتان فکر کنید ( برای من خورشت آلو اسفناج است البته با توپ های گوشتی ) خیلی چیزها در این عشق دخیل هستند حتی رمانتیک ترین قرار هایمان، که خود داستانی از عشق است، پای یک میز غذاست.
غذا چیزی چند حسی است. غذا پنج حس را به کار می گیرد. برای مثال، سبزی پلو ماهی شب عید، فقط یک لحظه به ذهن بیاوریدش، گرمایش را حس می کنید؟ بویش را چه؟  حسش می کنید؟ حالا به نرمی گوشت ماهی که می جوید فکر کنید، حتی ممکن است همین حالا طعمش را نوک زبانتان حس کنید. البته باید خوب هم پخته شده باشد، کمی چاشنی مناسب و یک دوغ سنتی هم که باشد همه چیز جور است ( وای خدا! لعنت به همه کالری ها ).
غذا مایه تسلی است. وقتی گرسنه هستیم فقط این غذاست که چنین حس تسلی را می دهد، ماشین، نوشیدنی، گوشی همراه می توانند؟ البته که نه. به غذاهای تسلی بخش خود فکر کنید: سوپ؟ اسپاگتی و پنیر؟ پیتزا؟ مرغ سوخاری؟ توپ گوشتی و ماکارونی؟
شاید فقط من باشم که این حرف را می زنم ( مطمئنم که در این مورد تنها نیستم ) اما وقتی همسرم غذا می پزد، عشقش را حس می کنم. یک توصیه می خواهم به خانم ها بکنم: یکی از راه های رسیدن به قلب یک مرد از معده اش می گذرد!

این عشق خیلی چیزها را توضیح می دهد

پس جای تعجب نیست که زیاد به آشپزخانه سر می زنیم و یا ترجیح می دهیم بیشتر وقتمان را در آنجا سپری کنیم. حتی اگر مهمان هم به خانه تان بیاید اگر تعارفش کنید حتما سری به آشپزخانه خواهد زد، هر چند بعضی نیاز به تعارف ندارند! عشقی که باعث می شود آشپزخانه جایی راحت تر از اتاق نشیمن باشد.
این همه از عشق به غذا برایتان گفتم و مثال زدم تا به اینجا برسم: خویشتن داری در برابر غذا کاری دشوار است، مثل اینکه بگویند مادرت را نبوس! هر چند بوسه به مادر عمرتان را زیاد و حالتان را جا می آورد اما غذا فقط قسمت دوم را شامل می شود. با برنامه ریزی درست، به جا غذا خوردن می توانید فقط به غذا عشق بورزید و از آن متنفر نشوید، اصلا ساده نیست ولی شدنی است و ارزشش را دارد.

 

 

راز شادی چیست؟

راز شادی چیست؟
راز شادی چیست؟

راز شاد بودن چیست؟ کفش جدید؟ داشتن همراهی جذاب؟ پول زیاد؟
مطمئنا همه ما از چیزهای بیرونی لذت می بریم، اما تحقیقات جدید که توسط روانشناسان کانادایی انجام گرفته نشان می دهد بیشتر شادی ما به سادگی فقط از خوب بودن می آید.
این تحقیق نشان داد، خوب بودن با دیگران ما را خوشحال می کند، و به ما حس سلامتی و تندرستی می دهد. مهربانی همچنین درک ما از دیگران را نیز تقویت می کند – و همینطور چشم اندازمان به جهان.
این مورد شاید دیگر عجیب نباشد که انسان های مهربان دنیا را جای بهتری برای زندگی می دانند. اما، دکتر لین آلدن، استاد روانشناسی در دانشگاه بریتیش کلمبیا و یکی از اعضای این تحقیق می گوید: افراد نباید کارهای مهربانانه را فقط برای خوشحال کردن خود انجام دهند. مهربانی باید با از خود گذشتگی انجام شود نه با خود پسندی. اینکه حواستان به کارهایی باشد که می تواند به دیگران کمک کند و انجامشان به صورت خود بخود چون خودتان می خواهید انجامش دهید یک تغییر نگرش است.
چنین کارهایی احساس خوبی به فرد می دهد و می توان گفت این احساس خوب از نتایج آن است. انسان ها نانند سیم های رسانا هستند، وقتی دیگران خوشحالند، یک نوع سرایت احساسی به وجود می آید، و ما نیز احساس شادی می کنیم.
نتایج این مطالعات خبرهای خوبی برای کسانی که به طرف دیگران دست یاری دراز کرده اند داشت اما محققان این تحقیق بر این عقیده هستند که نتایج می تواند برای افراد کم رو یا جامعه گریز نیز خبر خوبی باشد.
مطالعه 115 فرد که دچار سطوح بالای جامعه گریزی بودند را مورد نظارت قرار داد. این مطالعه نشان داد کسانی که به صورت معمول از مناسبت های اجتماعی به دلیل جامعه گریز بودن وقتی نسبت به دیگران عملی مهربانانه انجام می دادند ترسشان نیز کاهش پیدا می کرد.
حتی اگر این عمل چیزی ساده مانند شستن ظرف های هم اتاقی یا کمک کردن به همسایه برای حمل خرید ها هم بود واقعا تاثیر می گذاشت. دیدن اینکه چگونه مهربانیشان که موجب نفع فرد دیگری می شد روی سطح شادی خودشان هم تاثیر می گذاشت باعث شد این افراد بتوانند سریعتر به سمت بهبود پیش بروند.
محققان بر این باورند انجام عملی مهربانانه به افراد کمک می کنند با رضایت بیشتری زندگی کنند. پس برای بدست آوردن دوز سالمی از شادی هر روز یک یا دو عمل مهربانانه انجام دهید تا هم برای دیگران مفید باشید و هم به خودتان کمک کنید.

 

 

درس های زندگی که می توانیم از برون گراها بیاموزیم

بررسی

  • اگر برونگراها را افرادی سطحی و پر حرف تصور می کنید و باخود می گویید واقعا چه چیزی می توان از آنها یاد گرفت باید دوباره فکر کنید. این اشتباه است که آنها را نادرست قضاوت کنیم یا نادیده بگیریم. برونگراها خیلی ساده دوست دارند اطراف دیگر افراد باشند. بودن در کنار دیگران به آنها انرژی می دهد. آنها از کار در کنار دیگران برای انجام امور لذت می برند. به همین دلیل افرادی که برونگرا شناخته می شوند در گروه های کاری و گروه های اجتماعی یک مزیت به حساب می آیند.حتی اگر طبیعتاً یک برونگرا نیستید، می توانید از این افراد الگو برداری کنید. این مقاله را دنبال کنید تا متوجه شوید چه درسهایی می توانید از یک برونگرا بیاموزید.

برخورداری از نعمت گپ زدن

درس های زندگی که می توانیم از برون گراها بیاموزیم

برونگراها معمولا خوب حرف می زنند، آنها می توانند ماجراهایی را تعریف کنند، یک گروه را کنار هم نگه دارند و افراد را سرگرم کنند. برونگراها استاد صحبت های کوتاه هستند.
آنها در تجربه بودن اطراف دیگران رشد کرده اند. شگفت آور نیست، یک تحقیق که نتایج آن در مجله روانشناسی منتشر شد نشان داد برونگراها تصور مثبت بیشتری از ارتباط با افراد نسبت به درونگراها دارند. به همین دلیل است که برونگراها خود را خوش مشرب می دانند، و چنین کسانی را ارتباط با دیگران را به سادگی پیدا می کنند. با این حال درونگراها نیز می توانند قابلیت صحبت های کوتاه و ارتباط برقرار کردن با دیگران را بیاموزند.
این مورد برای برونگراها نیز بیشتر از اینکه طبیعی باشد آموختنی بوده است. تمرین می تواند کاملتان کند. هرچقدر بیشتر با اطرافیان صحبت های کوتاه داشته باشید – همکاران، دوستان، و دیگر افراد – راحت تر می توانید از پس یک مکالمه بر بیایید.

از ماجراجو بودن آنها درس بگیرید

درس های زندگی که می توانیم از برون گراها بیاموزیم

به طور کلی برونگراها ماجراجو هستند. معمولا به موقعیت ها و فرصت های جدید بله می گویند. آنها شجاعت اجتماعی دارند، و بسیاری از ما باید این ویژگی را از آنها بیاموزیم.
در توضیح اینکه چرا برونگراها رو به تجربه های جدید باز هستند باید گفت باز بودن آنها نسبت به دیگرا در واقع به معنی باز بودن به مفاهیم جدید است. این برای انعطاف روانی و امتحان ایده های جدید بسیار خوب است. باز بودن به سمت تجربه های جدید ممکن است شخص را از منطقه راحتی اش دور کند اما همین قسمت مهمی از یادگیری و رشد در زندگی است.

امتحان کردن شانس

درس های زندگی که می توانیم از برون گراها بیاموزیم

برونگراها معمولا هیچ تردیدی برای امتحان کردن شانسشان ندارند. این قسمتی از طبیعتشان است: در تحقیقی که سال 2005 منتشر شد محققان متوجه شدند مغز افراد برونگرا نسبت به یک شانس جدید واکنشی قوی تر از یک درونگرا نشان می دهد.
این نتیجه می تواند توضیحی باشد بر اینکه چرا برونگراها بیشتر ریسک می کنند. این مورد حتی در روابط اجتماعی ساده مانند آشنایی به افراد جدید نیز صدق می کند. با این حال گاهی نتایج خلاف آنچه پیش بینی کرده اند از کار درمی آید، به عنوان مثال: برونگراها معمولا یاد گرفته اند در ارتباط با دیگران خلاق باشند، آنها باید بیاموزند با موقعیت های غیر منتظره چگونه برخورد کنند.
برونگراها معمولا زمانی که هیچ کس ایده ای ندارد با یک برنامه جدید ظاهر می شوند. پس یک گام از منطقه راحتی خود بیرون بیایید و چیزی را امتحان که معمولا انجام نمی دادید. این کار می تواند به سادگی امتحان یک کلاس جدید یا سفر به جایی که تا به حال نرفته اید باشد.

لذت از روابط اجتماعی

درس های زندگی که می توانیم از برون گراها بیاموزیم

برونگرا بودن می تواند به صورت حرفه ای سودمند باشد. معمولا محل کار دنیای روابط اجتماعی است. با اینکه می تواند عالی باشد، اگر شایسته سالاری مورد توجه باشد، اما همیشه هم اینطور نیست، گاهی کسی که خوب حرف می زند برنده است، و برونگراها در این مورد بهتر هستند.
علاوه بر این چون برونگراها در ارتباط اجتماعی رشد کرده اند معمولا شبکه ی ارتباطی گسترده ای دارند. تعامل با طیف گسترده ای از مردم می تواند تاثیر مثبتی روی شغل داشته باشد.
یک درونگرا شاید زیاد دوست نداشته باشد با دیگران زیاد ارتباط برقرار کند اما یک برونگرا به احتمال زیاد مشتاق گسترش روابط خود و ملاقات با افراد جدید است. نگاه به ایجاد رابطه به عنوان یک فعالیت هیجان انگیز می تواند احتمال ایجاد رابطه را بالا ببرد و در نتیجه منجر به ارتقاء و یا فرصت های کسب و کار بهتر شود.
هر زمان که حس کردید از یک فرصت اجتماعی جدید می ترسید یک جنبه ی مثبت آن را به خود یاد آور شوید.

برخورداری از حمایت اجتماعی

درس های زندگی که می توانیم از برون گراها بیاموزیم

برونگراها به راحتی به حمایت اجتماعی تمایل نشان می دهند.حمایت اجتماعی یکی از مفید ترین و مهم ترین ابزار مقابله ایست که ما داریم.
یک مطالعه که در مجله آمریکایی اپیدمیولوژی منتشر شد این را ثابت کرده، در این تحقیق که روی 7000 نفر صورت گرفت محققان دریافتن افرادی که از کمترین حمایت اجتماعی برخورد هستند دو برابر بیشتر از کسانی که این حمایت را دارند در خطر مرگ هستند. قابلیت آنها در دسترسی به حمایت همسایه ها، دوستان، همکلاسی ها، یا دیگر روابط اجتماعی مزایای گسترده ای از مزایا را به همراه دارد، که شامل سلامت نیز می شود.

احساس راحتی در جمع

درس های زندگی که می توانیم از برون گراها بیاموزیم

در حالی که قابلیت راحت بودن در جمع ممکن است فرصت برای انواع گسترده تر از بحث و ایده ها را ارائه کند، می تواند به تعهد بیشتر درباره سلامت فرد نیز منجر شود. برونگراها افراد خوش مشرب و عمل گرایی اند که در گروه ها بسیار راحت هستند.
این کیفیت احتمال اینکه یک برونگرا در فعالیت های فیزیکی مانند شرکت در یک گروه تناسب اندام یا باشگاه بیشتر مشارکت داشته باشد را بالا می برد. حتما لازم نیست به خود فشار بیاورید که اجتماعی باشید ولی این مهم است که با دیگران آشنا باشید.

منتظر فرصت بودن

درس های زندگی که می توانیم از برون گراها بیاموزیم

به جای ایستادن در صف و منتظر بودن یک برونگرا کمتر این کار را می کند و اجازه نمی دهد فرصتها به سادگی از کنارش عبور کنند. آنها همیشه منتظر فرصت های جدید هستند تا با افراد جدید ملاقات کنند و از آن لذت ببرند.
آنها منتظر نمی مانند تا شخص دیگری متوجهشان شود، خودشان حواسشان هست! از آنجا که برونگراها مشتاق به ایجاد ارتباط با دیگران هستند، اغلب با دیگران دوستانه برخورد می کنند که باعث می شود دیگرا نیز در تعامل با آنها احساس راحتی کنند. خود را نسبت به تعامل با دیگران باز کنید و با مردم صحبت کنید و از آنچه می آموزید شگفت زده خواهید شد.

برونگرا باشید و شادی را پیدا کنید

درس های زندگی که می توانیم از برون گراها بیاموزیم

مطالعات بسیاری رابطه ی بین برونگرایی و شادی را نشان داده اند، اما اگر شما برونگرا نیستید، نا امید نشوید می توانید برای خود شادی بدست بیاورید. تحقیقات نشان داده هر شخصی – حتی درونگراها – پس از اجتماعی شدن خوشحال تر از قبل می شوند.
تحقیقات دیگری نیز نشان دادند که هرچقدر بیشتر برونگرا عمل کنیم احساسات مثبت و شاد بیشتری بدست خواهیم آورد. مهم نیست کجا هستیم و یا برونگرا یا درونگرایم هرچه بیشتر در ایجاد ارتباط قوی باشیم شادتر خواهیم بود.
اما اگر میخواهید کمی از منطقه درونگرا بودن خود خارج شوید بهتر است قدم به قدم پیش بروید. هیچ چیزی را از دست نمی دهید بلکه شادی نیز کسب می کنید.

 

چرا استرس مزمن کاهش وزن را سخت می کند؟

استرس

 

چرا استرس مزمن کاهش وزن را سخت می کند؟

در سال 1990 محققان گروه روانشناسی در دانشگاه ییل متوجه شدند که هورمون استرس ( کورتیزول ) باعث تحریک انباشته شدن چربی اضافی در شکم خانم ها و آقایان می شود. این تحقیقات برای اولین بار نشان داد ترشح بیش از حد کورتیزول علاوه بر افزایش استرس باعث افزایش چربی شکمی نیز می شود. همچنین استرس را به عنوان یکی از عوامل تحریک به غذا خوردن نیز می داند، هر چه استرس بیشتر باشد احتمال پرخوری و افزایش کالری دریافتی نیز بیشتر می شود.
تحقیقات جدید زنجیره جدیدی از واکنش ها را که توسط کورتیزول تحریک می شود کشف کرده است، این واکنش سوخت و ساز چربی را کند می کند و در نتیجه کاهش وزن کند می شود. محققان دانشگاه فلوریدا به تازگی متوجه شده اند که کورتیزول باعث تحریک تولید هورمونی به نام بتاتروفین می شود، که از آنزیم های مورد نیاز برای سوخت و ساز جلوگیری می کند.

استرس مزمن باعث تولید بتاتروفین می شود که سوخت و ساز چربی را کند می کند

بتاتروفین ابتدا در سال 2013 خبرساز شد، زمانی که محققان متوجه شده بودند بتاتروفین باعث کاهش تعداد سلولهای بتا تولید کننده انسولین در افراد دیابتی می شود. متاسفانه تحقیقات بعدی نشان داد بتاتروفین در واقع باعث بهبود تولید سلول های بتا نمی باشد.
حالا دوباره بتاتروفین به کانون توجه بازگشته است. بتاتروفین یک پروتئین مرتبط با استرس است، و کار را برای شکسته شدن چربی بدن و کاهش وزن سخت می کند. با اینکه چنین یافته هایی نیاز به آزمایشات بیشتری دارند اما محققان بر این عقیده هستند که پیامدهای بالقوه ای برای انسان در پی خواهند داشت.
در تحقیق اخیر آزمایشات روی سلول های مشتق هم موش ها هم انسان ها انجام شد تا نقش بتاتروفین در ذخیره چربی مورد بررسی قرار گیرد. سپس محققان سطح بتاتروفین در موش هایی که تحت تاثیر استرس محیطی و متابولیک قرار داشتند را مورد مطالعه قرار دادند. هر دو نوع استرس باعث افزایش تولید بتاتروفین در بافت چربی و کبد شده بود. این یافته ها ثابت کرد بتاتروفین یک پروتئین مرتبط با استرس است.
موش هایی که استرس متابولیک را تجربه کرده بودند بتاتروفین بیشتری تولید کردند، و پروسه طبیعی چربی سوزیشان به شکل محسوسی کند شد. این یافته ها بسیار مهم بود چون روزنه ای جدید در رابطه مکانیزم پیچیده استرس، متاتروفین و سوخت و ساز چربی به حساب می آمد.
با وجود اینکه محققان همچنان باید تاثیر بتاتروفین روی سوخت و ساز چربی در انسان را مورد بررسی قرار دهند، اما می توان به این پی برد که چرا تلاش برای کاهش استرس مزمن طولانی مدت روی کاهش وزن نیز تاثیر می گذارد. استرس باعث اندوختن بیشتر چربی می شود و یا حداقل می تواند سرعت سوخت و ساز چربی را آهسته کند. به همین دلیل بسیار مهم است که هنگام انجام یک برنامه غذایی خود را از نظر استرس و سطح روانی متعادل نگه دارید.

چربی بدن سیگنال هایی به مغز ارسال می کند که می توانند باعث تحریک استرس شود

استرس

سال پیش تیمی از محققان متوجه شدند چربی بدن می تواند سیگنالی به مغز ارسال کند که استرس و سوخت و ساز را کنترل کند. بازخورد بین چربی بدن و استرس، یک خیابان دو طرفه است که می تواند چرخه ای معیوب بسازد.
مکانیزم دقیق این سیگنال ها همچنان مبهم است، اما محققان بر این عقیده هستند که آگاهی داشتن از این بازخورد چربی و مغز، اولین گام در راه شکستن این چرخه معیوب است.
استرس میل به خوردن بیشتر را به وجود می آورد، که می تواند به چاقی منجر شود. و چربی اضافی زیاد می تواند قابلیت بدن برای فرستادن سیگنال به مغز جهت توقف واکنش استرسی را مختل کند. این یافته ها بسیار مهم و خاص هستند چون نشان می دهد که این فقط مغز نیست که در واکنش به استرس دخالت دارد.
حالا درک ما از کنترل استرس شامل دیگر قسمت های بدن نیز می شود. قبل از این همه فکر می کردند قاعده استرس تنها به مغز مربوط می شود. این تحقیقات نشان داد قواعد مربوط به استرس در مقیاسی بسیار بزرگتر رخ می دهد، از جمله سیستم های کنترل سوخت و ساز بدن، مانند چربی.